
◈◈◈▣▣◈◈◈▣▣◈◈◈▣▣◈◈◈
دَر شبِ سَرد چشمِ تو زندانیاَم،
من پُر از بُغضم اَما نِمی دانیاَم
سهمِ من اَز تو هیچ اَست
رَفتی و رَفتم اَز دَســــــت...
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
#واژگون 🍁
#Subversive 🥀
#Moodnote ❄
@Dark_Mind_Fics ꙰

◈◈◈▣▣◈◈◈▣▣◈◈◈▣▣◈◈◈
دَر شبِ سَرد چشمِ تو زندانیاَم،
من پُر از بُغضم اَما نِمی دانیاَم
سهمِ من اَز تو هیچ اَست
رَفتی و رَفتم اَز دَســــــت...
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
#واژگون 🍁
#Subversive 🥀
#Moodnote ❄
@Dark_Mind_Fics ꙰
واژگون
فصل سه - Bloody Heart... 🚬
دلِ خون... - پارت یازدهم - اتمام فصل🔖

این برف بود که میبارید؛
گویی که نزول آخرین پایان آنها،
بر همهی مردگان و زندگان بود...
دانلود فایل PDF در ادامه ی مطلب

◈◈◈▣▣◈◈◈▣▣◈◈◈▣▣◈◈◈
دنیایی که توش زندگی میکنیم،
خشتبهخشت؛
روی غموغصهی آدما ساخته شده...
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
#Moodnote ❄
@Dark_Mind_Fics ꙰

◈◈◈▣▣◈◈◈▣▣◈◈◈▣▣◈◈◈
غَم، داستانی تازه سر کرده است
اینجا سراپا گوش باید بود :
در حوالیِ من، خیلی وقت اَست که خورشید،
در پسِ تاریکیِ شبها نَتابیده!
اَز آن زمان که طنینِ صدای تو
جایَش را به سکوت خانه داد،
شَب شد، و تا اَبد تاریک ماند...
بعد اَز آن شب،
روحَم درد میکند، اِحساسم تیر میکِشد،
ناچارم به قدم زدن، در هَراسی که با تاریکی میآید؛
با روشنایی نمیرَود.
خاطراتَم کبود اَست
این همه غَم، به سینهاَم سنگینی میکند ...
این داستانِ بیانتها، بیوقفه وَرق میخورد
زمان میدَوَد و آنگاه؛
ما نیز فراموش میشویم،
مثلِ تَمامِ زمستانهایی که؛ بَرف نَبارید ...
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
#آبی_خاکستری 🌧
#Blue_Gray
#Moodnote ❄
@Dark_Mind_Fics ꙰
آبی و خاکستری ....
فصل نهم - عشق سادیستیک
Sadistic Love
پارت اول

غَم، داستانی تازه سر کرده اَست
اینجا، سراپا گوش باید بود :
این داستانِ بیانتها، بیوقفه ورق میخورد؛
زمان میدود و آنگاه؛ ما نیز فراموش میشویم
مثل تمام زمستانهایی که، برف نبارید...
دانلود فایل PDF در ادامه ی مطلب

◈◈◈▣▣◈◈◈▣▣◈◈◈▣▣◈◈◈
من با تواَم هرجا که هستی
حتی اگر با هم نباشیم؛
حتی اگر یک لحظه، یک روز
باهم دراین عالم نباشیم...
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
#واژگون 🍁
#Subversive 🥀
#Moodnote ❄
@Dark_Mind_Fics ꙰
واژگون
فصل سه - Bloody Heart... 🚬
دلِ خون... - پارت دهم 🔖

این برف بود که میبارید؛
گویی که نزول آخرین پایان آنها،
بر همهی مردگان و زندگان بود...
دانلود فایل PDF در ادامه ی مطلب

◈◈◈▣▣◈◈◈▣▣◈◈◈▣▣◈◈◈
منم اون، آرزوی زنده به گور
که همش، تشنه از خودی خورده
بیگناهم شبیه یه بچه،
که به دنیا نیومده، مُرده...
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
#آبی_خاکستری 🌧
#Blue_Gray
#Moodnote ❄
@Dark_Mind_Fics ꙰
آبی و خاکستری ....
فصل هشتم - شهر خاکسترها
City Of Ashes
پارت چهارم - آخرین پارت فصل هشت

دانلود فایل PDF در ادامه ی مطلب

ادیت های Beya از سرورم عجــــــــــب مغز بترکونه
فیض ببرید ناموساً من که دارم جر میخورم رسماً
البته یه نکتهای بگم کــــــــــه
من هنوزم نفهمیدم چرا بیگهیت ریده تو موهای یونگی
واسه عکسای آلبوم آریرانگ موهاش خدایی بود واسه خودش
یه نمونه براتون میذارم مثلا این عکس

ناموساً چقــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر جاذابه ببیــــــــــــــــــــــنید!!!!!!
بعد من نفهمیدم چرا یهو تصمیم گرفتن برینن توش
ولی خب... فعلاً دارم سعی میکنم با ادیتای بچهها خودمو آروم کنم
عا راستی برای دانلود فایل زیپ برید ادامه... تنکیو تنکیو
내일이란 게 없듯이
다음이란 건 없듯이
지금 내겐 눈 앞에 너를 뺀 모든 게
지독히 깜깜한 어둠이지
As if there’s no such thing as tomorrow
As if there’s no such thing as a “next time”
Right now, in front of my eyes, everything without you
Is a terribly pitch-black darkness
🍁Tel & Wattpad ID : @Dark_Mind_Fics⭕
Main Email : Hooram.bts@gmail.com🆘❌