آسمان تاریک و شب تاریک و من، تاریکِ تاریکم؛ از خودم دورم ولی خیلی به رؤیای تو نزدیکم تو ولی دور از من و دور از تمام دورترهایی تو کجایی، تو کجایی، تو کجایی...؟
بی چراغِ شبگرد کاش چراغت بودم کلبهای تاریک نه، نور اتاقت بودم؛ ای رؤیایم، تو بیا تو بیا تو بیا با من تو کجا، تو کجا تو کجا تا من
내일이란 게 없듯이 다음이란 건 없듯이 지금 내겐 눈 앞에 너를 뺀 모든 게 지독히 깜깜한 어둠이지
As if there’s no such thing as tomorrow As if there’s no such thing as a “next time” Right now, in front of my eyes, everything without you Is a terribly pitch-black darkness